لغت نامه دهخدا
پیچانیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از پیچانیدن. رجوع به پیچانیدن شود.
پیچانیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از پیچانیدن. رجوع به پیچانیدن شود.
( اسم ) پیچ داده تاب داده گردانیده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زلف پیچانت چو گیرم بیهده تهمتی بر خویش پیچانیده گیر