پیوه

لغت نامه دهخدا

پیوه. [ وَ / وِ ] ( اِ ) بید. جانورو کرمی که پارچه را تباه سازد. ( شعوری ج 2 ص 263 ).
پیوه. [ وَ ] ( اِخ ) نام نهری در جهت شمالی قره طاغ و آن ابتدا بطرف شمال غربی رود و سپس بسوی شمال جریان یابد و در هرسک از طرف فوقانی فوجه برودخانه صاوه ریزد. ( قاموس الاعلام ترکی ).
پیوه. [ وَ ] ( اِخ ) نام قضائی متشکل از وادی نهر پیوه و آن سابقاً تابع سنجاق هرسک بوده. مساحت سطحش به 812 هزار گز بالغ گردد. ( قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

نام قضایی متشکل از وادی نهر پیوه و آن سابقا تابع سنجاق هرسک

جمله سازی با پیوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیوه ژن روستایی در دهستان پیوه ژن بخش احمدآباد شهرستان مشهد به عنوان بزرگترین روستای استان خراسان رضوی و سومین روستای بزرگ ایران است.

💡 این روستا در دهستان پیوه ژن قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن 30 نفر (۸خانوار) بوده‌است.

💡 حمام قاسم‌آباد مربوط به اواخر دوره صفوی است و در شهرستان مشهد، بخش احمدآباد، دهستان پیوه ژن، روستای قاسم‌آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۹۸۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 او در سال ۱۴۸۸ در روستای پیوه دی کادوره نزدیک شهر بلونو ناحیه ونتو جمهوری ونیز زاده شد. پدرش جورجو وچلیو و مادرش لوچیا نام داشتند. تاریخ دقیقی از تولدش در دسترس نیست.

💡 این روستا در دهستان پیوه ژن قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۴ نفر (۳۹خانوار) بوده‌است.