پیشگان

لغت نامه دهخدا

پیشگان. ( اِخ ) دهی از دهستان کنارک شهرستان چاه بهار واقع در 82 هزارگزی باختر چاه بهار و 15 هزارگزی شمال راه مالرو چاه بهار به جاسک. جلگه گرمسیر ( مالاریائی ). دارای 100 تن سکنه. آب آن از چاه و باران. محصول آن غلات و خرما و لبنیات. شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان کنارک شهرستان چاه بهار

جمله سازی با پیشگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خیال یار محرومند غفلت پیشگان ساغر این می به غیر از دیده بیخواب نیست

💡 بیتو حرف وعظ، در دلهای غفلت پیشگان گشته همچون آتش افسرده خاکستر نشین

💡 «اگر شما مردان جرئت ندارید جزای ستم پیشگان را کف دستشان بگذارید، اگر می‌ترسید که دست دزدان و غارتگران را از مال و ناموس و وطن خود کوتاه کنید، در کنج خانه بنشینید، ما به جای شما با ستمکاران می‌جنگیم.»

💡 خون دل است روزی غم پیشگان فکر بیچاره آن که روزی ازین پیشه می خورد

💡 ز جود و داد کرم پیشگان عدل آیین که روح حاتم و نوشیروان ازیشان شاد

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز