پیش بستن

لغت نامه دهخدا

پیش بستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) جلو گرفتن. در برابر مانع و سد پدید آوردن. راه گرفتن بر:
بکوشش توان دجله را پیش بست
نشاید زبان بداندیش بست.سعدی.تواول نبستی که سرچشمه بود
چو سیلاب شد پیش بستن چه سود.سعدی.|| بستن و مسدود کردن قبل از دیگری. تقدم و سبقت در انسداد.

جمله سازی با پیش بستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو اوّل نبستی که سرچشمه بود چو سیلاب شد پیش بستن چه سود؟

کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز