پیرملو

لغت نامه دهخدا

پیرملو. [ م َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چهاردولی بخش اسدآباد. واقع در 5هزارگزی شمال چنار عباس خان. کوهستانی، سردسیر. دارای 308 تن سکنه. آب آن از چشمه ها. محصول آنجا غلات و لبنیات و انگور و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان قالی بافی و راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان چهاردولی بخش اسد آباد

جمله سازی با پیرملو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه حلقه چمن پیرملو مربوط به عصر مس و سنگ قدیم است و در شهرستان اسدآباد، بخش مرکزی، روستای آق بلاغ واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۳۷۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 از نقاط گردشگری این روستا می‌توان به تالاب چم شور، امامزاده پیرملو (پیرحمزه)، تپه حسن‌آباد امام و دامنه کوه آلماقلاغ اشاره کرد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز