لغت نامه دهخدا
پیرتاج. ( اِخ ) قصبه مرکز دهستان پیرتاج. بخش حومه شهر بیجار. واقع در 66هزارگزی خاور بیجار. کوهستانی، سردسیر. دارای 1500 تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات، محصول آنجا غلات و میوه و انگور فراوان و قلمستان و لبنیات. شغل اهالی زراعت، گله داری و باغبانی. صنایع دستی زنان، قالیچه و جاجیم بافی. راه آن مالرو است. در فصل خشکی از طریق خانباغی اتومبیل میتوان برد. دبستان، پاسگاه ژاندارمری و 5 باب دکان دارد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
پیرتاج. ( اِخ ) یکی از پنج بلوک بیجار ناحیه گروس، و آن از مغرب به بیجار محدود است و دارای 49 قریه و 8/9 فرسنگ مساحت و 8462 تن سکنه است. و رجوع به جغرافیای تاریخی غرب ایران ص 72 شود.