«پی بر» ترکیبی است که به معنای کسی یا چیزی است که به حقیقت یا واقعیتی پی برده باشد و آن را درک کرده باشد؛ یعنی کسی که آگاه و بینا است و واقعیتها را فهمیده و درک کرده است. از نظر معنایی، «پی بر» هم میتواند به انسان اشاره داشته باشد که دارای توانایی درک و فهم عمیق است و هم به اشیاء یا موجوداتی که نشانههای درک و آگاهی دارند. در فرهنگ فارسی، این واژه صفتی است که برای توصیف کسی به کار میرود که به مسائل یا موضوعات پیچیده پی برده و فهمیده است. در ادبیات و متون کلاسیک، «پی بر» اغلب برای ستایش دانش، بصیرت و قدرت فهم انسان به کار میرود و بر ارزش دانایی و آگاهی تأکید دارد. بنابراین ، این واژه به معنای کسی است که پی برده و دریافته است، پیشناس و آگاه است، و کسی است که با بینش و درک عمیق خود، حقیقت امور را میکاود و راه درست را از نادرست تمیز میدهد.
پی بر
لغت نامه دهخدا
پی بر. [ پ َ / پ ِ ب َ ] ( نف مرکب ) پی شناس. آنکه پی برد. آنکه دریابد. قائف. ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- آنکه پی برد آنکه در یابد. ۲- پی شناسقائف. ۳- اسبهایی که جایز. دوم و سوم و چهارم را میبرند.
جمله سازی با پی بر
💡 به دیان که چندان نمانم بر این که در تک نهد رخش پی بر زمین
💡 ز بالا چو پی بر زمین برنهاد بیامد فریدون به کردار باد
💡 رسول عالم و عادل چو بوسه کرد زمین شرف گرفت چو پی بر بساط ملک نهاد
💡 گر تو را باید که این سر پی بری خویش را از سلب او سازی سلب