پولادسنج
لغت نامه دهخدا
پولادسنج. [ س َ ] ( نف مرکب ) جنگی. دلاور. شجاع. اسلحه دار. ( انجمن آرا ). ج، پولادسنجان:
ترازوی پولادسنجان بمیل
ز کفه بکفه همی راند سیل.نظامی.گرازنده شد تیغ بی هیچ رنج
دو نیمه شد آن کوه پولادسنج.نظامی.رسیدند پولادسنجان چو باد
اساسی نهادند محکم نهاد.میر خسرو.
فرهنگ معین
(سَ ) (ص فا. ) دلاور، جنگاور.
فرهنگ فارسی
( صفت ) دلاور شجاع جنگاور: [ گرازنده شد تیغ بی هیچ رنج دو نیمه شد آن کوه پولاد سنج.] ( نظامی )
ویکی واژه
دلاور، جنگاور.
جمله سازی با پولادسنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هیيت مدیره: پدرام بنی عامریان، پرهام پولادسنج، محمدرضا شریفیان، مهدی حسنعلی, مهدی جعفری، ایرج رستمی، محمد کریمی
💡 هیيت موسس: پدرام بنی عامریان، پرهام پولادسنج، محمدرضا شریفیان، مهدی حسنعلی, رضا جوادی
💡 بازیکنانی که طی سالهای اخیر عضو تیم ملی بودهاند: پدرام بنی عامریان، محمدرضا شریفیان، مهدی حسنعلی، ایرج رستمی،رضا جوادی ٬مسعود سلمانی مرجان ٬اکبر غلامی، پرهام پولادسنج، نیما عسگری، مجید فلاحی، اسماعیل اصغرزاده، حمزه زید آبادی، امید شرین دوست ( تیم ملی زیر 20 سال )، ارشیا متقی نژاد ( تیم ملی زیر 20 سال )