پنجه افکندن

لغت نامه دهخدا

پنجه افکندن. [ پ َ ج َ / ج ِ اَ ک َ دَ] ( مص مرکب ) پنجه زدن و پنجه کردن و پنجه انداختن. پنجه گرفتن. ستیزه کردن. زور کردن با کسی به پنجه.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مقابله کردن نبرد کردن زور کردن با کسی به پنجه پنجه انداختن پنجه گرفتن پنجه زدن.

جمله سازی با پنجه افکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پنجه افکندن تو با «ترکی» مثل ضیغم است و، مور ضعیف

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز