پست امدادی
لغت نامه دهخدا
پست امدادی. [ پ ُ ت ِ اِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) یاریگاه. ( از لغات فرهنگستان ). پست امدادی آموزشگاهها، شفاخانه. ( از لغات فرهنگستان ).
فرهنگ فارسی
یاریگاه پست امدادی آموزشگاه
جمله سازی با پست امدادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شهرداری شمیران در آن زمان دارای ادارههای سجل احوال، میاه، روشنایی، تنظیف، ارزاق و پست امدادی بود.
💡 سازمانهای امداد و نجات بلافاصله پس از وقوع زلزله، چندین پست امدادی در مناطق آسیبدیده مستقر کردند تا به مصدومان کمکهای لازم را برسانند.
💡 هر پست امدادی در مناطق دورافتاده باید مجهز به تجهیزات پزشکی لازم، داروهای ضروری و ذخیره کافی از آب و مواد غذایی برای روزهای اول باشد.
💡 تیمهای داوطلب در نزدیکی هر پست امدادی مستقر شدهاند تا در صورت بروز هرگونه حادثه یا نیاز مبرم، سریعترین پاسخ ممکن را به مردم بدهند.