لغت نامه دهخدا
گارد سرحدی. [ دِ س َ ح َدْ دی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اداره ٔ... ) مرزداری. ( فرهنگستان ص 101 ).
گارد سرحدی. [ دِ س َ ح َدْ دی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اداره ٔ... ) مرزداری. ( فرهنگستان ص 101 ).
مرزداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان بهمئی سرحدی شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳۱ نفر (۵۲خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان بهمئی سرحدی غربی قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۲ نفر (۴خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان بهمئی سرحدی غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بودهاست.
💡 این روستا در دهستان بهمئی سرحدی غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران [[سرشماری عمومی نفوس و مسکن(۱۳۹۹)|در سال۱۳۹۹، جمعیت آن800 نفر (120خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان بهمئی سرحدی شرقی قرار دارد. براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ حدود۹۸۰ نفر جمعیت داشته، این روستا هماکنون ۱۱۰۰ نفر جمعیت با بیش از ۲۵۰ نفر خانوار دارد.
💡 این روستا در دهستان بهمئی سرحدی غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۰۱ نفر (۳۶خانوار) بودهاست.