گرگینه، موجودی افسانهای است که در فرهنگهای مختلف بهویژه در ادبیات فارسی و اروپایی وجود دارد. این موجود معمولاً به عنوان ترکیبی از انسان و گرگ توصیف میشود. ویژگیهای آن شامل توانایی تغییر شکل، قدرتهای فوقالعاده و رفتارهای وحشیانه است. در افسانهها، گرگینهها بهعنوان موجوداتی خطرناک و ترسناک شناخته میشوند که میتوانند بهراحتی به انسانها آسیب برسانند. تاریخچه گرگینهها به قرنها قبل برمیگردد و در فرهنگهای مختلف به اشکال متنوعی روایت شدهاند. در اساطیر یونانی، داستانهایی از موجوداتی شبیه به گرگینهها وجود دارد. همچنین در folklore اروپایی، روایتهایی از مردانی که در شب به گرگ تبدیل میشوند، مشهور است. این موجودات بهعنوان نماد تضاد بین انسانیت و وحشیگری معرفی میشوند و در ادبیات و هنر نیز بهکرات مورد استفاده قرار گرفتهاند.
گرگینه
لغت نامه دهخدا
گرگینه. [گ ُ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) مطلق پوستین را گویند. ( برهان ) ( غیاث ). نوعی از پوستین. ( آنندراج ):
ز باران کجا ترسد آن گرگ پیر
که گرگینه پوشد بجای حریر.نظامی.صیدگاهش ز خون دریاجوش
گاه گرگینه گه پلنگی پوش.نظامی.
فرهنگ معین
(گُ نِ ) (اِمر. ) پوستین.
فرهنگ عمید
۱. پوست گرگ.
۲. نوعی پوستین.
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) منسوب به گرگ. ۲ - ( اسم ) پوست گرگ. ۳ - نوعی از پوستین: صید گاهش زخون دریا جوش گاه گرگینه گه پلنگی پوش. ( نظامی )
فرهنگ اسم ها
اسم: گرگینه (پسر) (فارسی) (تلفظ: gorgine) (فارسی: گرگینه) (انگلیسی: gorgineh)
معنی: پوست گرگ
جمله سازی با گرگینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همان کوس روئین و گرگینه چرم نه دل بلکه پولاد را کرد نرم
💡 دهلهای گرگینه چرم از خروش درآورده مغز جهان را به جوش