لغت نامه دهخدا
بتیا. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) سینه. صدر.( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). از بتیا پهلوی است به معنی سینه. ( برهان قاطع چ معین ).
بتیا. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) سینه. صدر.( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). از بتیا پهلوی است به معنی سینه. ( برهان قاطع چ معین ).
اسم: بتیا (دختر) (پهلوی) (تلفظ: batiyā) (فارسی: بَتيا) (انگلیسی: batiya)
معنی: سینه، صدر
💡 اندرسون در ۸ اکتبر ۱۹۰۴ با سرتیپ آستین توماس اندرسون در بمبئی ازدواج کرد و در آنجا او را در ماموریتهایش همراهی میکرد. در سال ۱۹۰۷ آنها صاحب یک دختر به نام بتیا شدند.
💡 بتیا (به عربی: بتیا) یک روستا در سوریه است که در ناحیه سلقین واقع شدهاست. بتیا ۶۸۳ نفر جمعیت دارد.