پرستشگری

لغت نامه دهخدا

پرستشگری. [ پ َ رَ ت ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) عبادت. حالت و چگونگی و عمل پرستشگر:
هرچه بدهر آدمی است و پری
نیست مگر بهر پرستشگری.
ای به بطالت چو فرومایگان
چند خوری نعمت حق رایگان.؟ || خدمت:
پرستشگری راببسته میان
بنزدیک آن تخت شاه جهان.شمسی ( یوسف و زلیخا ).

فرهنگ عمید

۱. نیایش، عبادت.
۲. [قدیمی] خدمت.

فرهنگ فارسی

۱- نیایش ستایش عبادت. ۲- خدمت.

جمله سازی با پرستشگری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پرستشگری را برآراست کار بر اندیشهٔ پایهٔ شهریار

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز