پرتوقع

مترادف‌ها

زیاده‌خواه، سخت‌گیر

متضادها

کم‌توقع، بی‌توقع

لغت نامه دهخدا

پرتوقع. [ پ ُ ت َ وَق ْ ق ُ ] ( ص مرکب ) بسیار متوقع. که توقع بسیار دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه توقع بسیار داردبسیار متوقع.

جمله سازی با پرتوقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 براى والى هيچ كس پرخرج تر در هنگام سستى، كم كمك تر در هنگام سختى متنفرتر ازعدالت و انصاف پرتوقع تر، ناسپاس تر، عذر ناپذيرتر، كم طاقت تر در شدايد، ازطبقه خاصه نيست. همانا استوانه دين و نقطه مركزى واقعى مسلمين و مايه پيروزى بردشمن، عامه مردم مى باشند توجه تو همواره به عامه مردم معطوف باشد نه به خاصه.

💡 اين انسان ها غالبا در بزرگى با خاطره اى تلخ و دردناك از كودكى از پدر و مادرخويش، مردمى حساس، زود رنج، ماءيوس، ناسازگار، ناراضى، پرتوقع، بدبين،آماده براى قهر و طغيان و خودكشى، ارتكاب بزه، و بيمارى هاى روانى تنى و عصبىمى شوند))(183)

💡 مدیر جدید شرکت با وجود توانایی‌های بالا، بسیار پرتوقع است و از کارمندان خود می‌خواهد که فراتر از استانداردهای معمول، نتایج خیره‌کننده‌ای را ارائه دهند.

💡 برخی والدین با داشتن انتظاراتی بسیار پرتوقع از فرزندان خود، باعث ایجاد فشار روانی شدید و اضطراب دائمی در زندگی شخصی و تحصیلی آن‌ها می‌شوند.

💡 در روابط عاطفی، اگر یکی از طرفین بسیار پرتوقع باشد و همیشه از دیگری بخواهد که کامل باشد، احتمال بروز تنش و جدایی بسیار زیاد است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران