پرحاصل

مترادف‌ها

پرثمر، پربار، پربازده

متضادها

بی‌حاصل، بی‌ثمر

لغت نامه دهخدا

پرحاصل. [ پ ُ ص ِ ] ( ص مرکب ) ( درخت، زمین... ) که بسیار بار آورد. که بسیار حاصل آورد. که بسیار بر دهد.

فرهنگ عمید

۱. پربار، پُربَر.
۲. درخت یا زمین که حاصل بسیار بدهد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) که میوه و بار بسیار آورد پر بر پر بار.

جمله سازی با پرحاصل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زنار ببند ای دل در دیر بکن منزل زان راهب پرحاصل یک بوسه تقاضا کن

💡 زمخشری پیرامن آیه ی «ان کیدکن عظیم » گوید: حق سبحانه از آن رو کید زنان را عظیم شمرده است که - هر چند در مردان نیز مکر وجود دارد - مکرشان لطیف و چاره جوئیشان پرحاصل است و نیز مکر را با ملایمت همراه همی کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران