لغت نامه دهخدا
پربوستان. [ پ ُ] ( ص مرکب ) مرغزارناک: اراضه؛ پربوستان شدن زمین.
پربوستان. [ پ ُ] ( ص مرکب ) مرغزارناک: اراضه؛ پربوستان شدن زمین.
( صفت ) پر سبزه و مرغزار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این بوستان در محدوده منطقه ۶ شهرداری تهران و در محله امیرآباد واقع شده است.
💡 به طرف بوستان باد بهار آمد، بشد شادی برای دوستان اسباب عشرت را مهیا کن
💡 یک. واره یعنی نوبت، مرتبه - به قول رودکی سمرقندی: گـُـل دگر ره به گلستان آمد/ واره باغ و بوستان آمد
💡 بوستان را کرد باد از برگ چون پشت پلنگ آسمان را ابر همچون سینه شاهین کند
💡 سرهنگ پاسخ داد: چون جاى پاى شير در آن بوستان ديدم پرسيدم مرا بدرد.
💡 هر زمانی بوستان را خلعتی پوشد جدا هر زمانی آسمان را پرده ای سازد دگر