لغت نامه دهخدا
پرباله. [ پ َل َ / ل ِ ] ( اِ ) پربار. پربال. رجوع به پربار شود.
پرباله. [ پ َل َ / ل ِ ] ( اِ ) پربار. پربال. رجوع به پربار شود.
( اسم ) ۱- خان. تابستانی.۲- بالاخانه غرفه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غضروفیاستخوانان (ماهیان خاویاری، پوزهپاروییها، طنابماهیها، پربالهماهیان)