پراشیدن. [ پ َ دَ ] ( مص ) پریشان کردن. بیفشاندن. ( حاشیه فرهنگ اسدی نسخه نخجوانی ). پشولیدن. بشولیدن. پراکنده کردن. پراکندن. بپراکندن. پریشان کردن. ولاو کردن. وِلو کردن. تار و مار کردن. متفرق کردن. از هم پاشیدن. پرت وپلا کردن. ترت و پرت کردن. پریشیدن. پخش کردن. پاشیدن. پاچیدن. شکولیدن. پاشانیدن. ( برهان ):
در پراکند بخت نیک چو ابر
در پراشید نجم سعد چو خور.مسعودسعد.سنبل پرتاب را گرد سمن بر پراش
چشم خرد باز کن قدرت اﷲ بین.سنائی ( از جهانگیری ).|| بدحال شدن. || بیخود گشتن. || فرونشاندن. ( برهان ). و در فرهنگ اسدی نسخه نخجوانی آمده است: پراشیدن، چون از همه فروشاندن بود ( ؟ ).
(پَ دَ ) (مص م. ) پریشیدن.
پاشیدن، پریشان کردن، پراکنده ساختن: سنبل پرتاب کرد سمن بر پراش / چشم خرد باز کن قدرت الله بین (سنائی: لغت فرس: پراشیدن ).
پاشیدن، پریشان کردن، پراکنده ساختن
( پریشید پریشد خواهد پریشید بپریش پریشنده پریشان پریشیده ) ۱-( مصدر ) بد حال شدن تهیدست شدن. ۲- مضطرب گشتن. ۳- بیخود گشتن. ۴- ( مصدر ) پریشان کردن
پریشیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آلومینیوم، دارای ۹ ایزوتوپ است که عمدهترین آنها بین ۲۳ تا ۳۰ مرتب شدهاند. تنها Al-۲۷ (ایزوتوپ پایدار) و Al-۲۶ (ایزوتوپ رادیواکتیو) بهطور طبیعی وجود دارند. Al-۲۶ از پراشیدن ذرات اتم آرگون در اتمسفر که در نتیجه پروتونهای اشعه کیهانی رخ میدهد، تولید میشود. ایزوتوپهای آلومینیوم، کاربردهای عملی در تعیین قدمت رسوبات دریایی، خاستگاه منگنز، یخهای دوران یخبندان، کوارتز در صخرهها و شهاب سنگها دارد.
💡 واپیریش: پریشان کن، حمله کن (از پراشیدن یا از پریشیدن: بر باد دادن).