پای خوردن
مترادفها
نوشیدن
لغت نامه دهخدا
پای خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) فریب خوردن در معامله و حساب.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) فریب خوردن درمعامله و حساب.
فریب خوردن در معامله و حساب
جمله سازی با پای خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به رسم ضیافت به توزیع و دور به پای علم خوردن و دستِ جور