ضرب خوردن
مترادفها
برخورد کردن، کوبیده شدن، زده شدن
لغت نامه دهخدا
ضرب خوردن. [ ض َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) صدمه و آسیب دیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) صدمه دیدن آسیب دیدن.
برخورد کردن، کوبیده شدن، زده شدن
ضرب خوردن. [ ض َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) صدمه و آسیب دیدن.
( مصدر ) صدمه دیدن آسیب دیدن.