لغت نامه دهخدا
وعده شکن. [ وَ دَ / دِ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) وعده شکننده. آنکه وعده و قول و قرار خود را می شکند. ناقض عهد. که عهد به سر نبرد. که پیمان گسلد.
وعده شکن. [ وَ دَ / دِ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) وعده شکننده. آنکه وعده و قول و قرار خود را می شکند. ناقض عهد. که عهد به سر نبرد. که پیمان گسلد.
(صفت ) آنکه وعده وقول و قرار خود را می کشند ناقض عهد.
💡 وعده کردی که بگیری به نگاهی جان را دل ما نیست، چرا می شکنی پیمان را؟
💡 از وعده در گذر که شکیباییم نماند وز عشق بر شکن که گه انتظار نیست