وبله
متضادها
و نه، و خیر
لغت نامه دهخدا
( وبلة ) وبلة. [ وَ ب َ ل َ ] ( ع اِمص ) گرانی و ناگواریدگی طعام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
وبلة. [ وَ ل َ ] ( ع اِمص ) خواهانی نر. ( منتهی الارب ). گویند: بالشاة وبلة؛ ای شهوة الفحل. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با وبله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 الكل موجب آماس مغز، و فشار خون در سر مى شود، و گاهى نيز مغز را لاغر كرده، توليدجنون وبله، و ياكم عقلى مى نمايد.
💡 وقتی از او پرسیدند که آیا مایل به پذیرش این مسئولیت بزرگ و حساس هستد یا خیر، با لبخندی آرام و قاطع پاسخ داد: وبله، حتماً.
💡 در آن جلسه رسمی و تاریخی، وقتی پیشنهاد صلح مطرح شد، نمایندگان با صدای بلند گفتند: وبله، ما آماده همکاری برای برقراری آرامش در منطقه هستیم.
💡 او با لحنی که نشان از پذیرش کامل و بیچون و چرا داشت، گفت: وبله، من تمام تلاش خود را برای رسیدن به این نتیجه عالی خواهم کرد.