عباله

لغت نامه دهخدا

( عبالة ) عبالة. [ ع َ ل َ ] ( ع مص ) سطبر و تمام اندام گردیدن. ( منتهی الارب ). عبلت الفرس؛ درشت و سطبر پا گردید. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || بزرگ شدن. ( تاج المصادر ). || ( اِمص ) ثقل و گرانی. ( اقرب الموارد ). رجوع به عَبالَّه شود.
عبالة. [ ع َ ل ل َ ] ( ع اِمص ) عبالة. ثقل و گرانی. ( منتهی الارب ). گرانی. یقال: القی علیه عبالته؛ ای ثقله. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با عباله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ( ابى عبدالله عليه السلام: الكاد على عباله كالمجاهد فىسبيل الله. (997) )

اوزوم یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
مارمولک یعنی چه؟
مارمولک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز