والبه

لغت نامه دهخدا

( والبة ) والبة. [ ل ِ ب َ ] ( ع اِ ) کشت دوباره برآمده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).فراخ الزرع. و گفته اند: زراعتی که از ریشه زراعت قبلی بروید. ( اقرب الموارد ). غله تازه درآمده. || غله دوباره کشته شده. ( ناظم الاطباء ) || فرزندان قوم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). اولاد و نسل قوم. ( اقرب الموارد ). || بچگان گاو و گوسفند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). بچگان گاو و شتر و گوسپند. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با والبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هنوز ابن زياد سخن به پايان نبرده بود كه عبدالله بن عفيف ازدى غامدى، كه يكى از افراد قبيله بنى والبه و از شيعيان على - كرم الله وجهه - به حساب مى آمد، پرخاش كنان از جاى برخاست. او يك چشمش را در جنگ جمل از دست داده بود و چشم ديگرش را در جنگ صفين به سبب ضربتى كه بر سرش، و ديگرى بر ابرويش وارد شده بود از دست داده بود. عبدالله همواره ملازم مسجد بزرگ كوفه بود و از بام تا شام به نماز مى ايستاد و شب هنگام آنجا را ترك مى گفت. چون عبدالله عفيف سخن ابن زياد را شنيد، خروش برآورد و گفت: اى فرزند مرجانه ! دروغگوى پسر دروغگو تو و پدرت هستيد و آن كس كه تو را به حكومت بر مردم نشانده است و پدرش.

برین یعنی چه؟
برین یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز