لغت نامه دهخدا
واقعنگار. [ ق ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) واقعنویس. اخبارنویس. وقایعنگار. کسی که اخبار را می نویسد. ( ناظم الاطباء ). خبرنگار.
واقعنگار. [ ق ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) واقعنویس. اخبارنویس. وقایعنگار. کسی که اخبار را می نویسد. ( ناظم الاطباء ). خبرنگار.
(صفت ) آنکه اخبار را نویسد وقایع نگار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آثار فلاویوس مورد استناد نویسندگان معتبر کلیسا و مورخین بعد از او قرار گرفته و او را در شمار مورخین واقع نگار و دست اول شمردهاند. با این همه، منتقدین معاصر تاریخ، آثار او را خالی از اغراض شخصی ندانستهاند. از جمله، هرگاه به روم پرداخته، تملق و چاپلوسی از نوشتههای او آشکار میشود. هنگام دفاع از خود، احساسات شخصی بر او غلبه داشته و نسبت به فلاسفه، مورخان، دانشمندان و سیاستمداران پیش از خود جانب عدالت و بیطرفی پیشه نکردهاست. خرده دیگر که منتقدین بر او گرفتهاند آن است که وی فردی متعصب بوده و بر خلاف مورخین یونانی و رومی نسبت به دانشهای زمان خود بیتوجه بودهاست.