لغت نامه دهخدا
هوفل. [ ف ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش حومه سوسنگرد شهرستان دشت میشان.کنار رود کرخه قرار دارد و دارای 200 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
هوفل. [ ف ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش حومه سوسنگرد شهرستان دشت میشان.کنار رود کرخه قرار دارد و دارای 200 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
هوفل (ایذه). هوفل ( ایذه )، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ایذه در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان سوسن شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۰ نفر ( ۱۲خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۹۷۹، بینی مایکل در یکی از تمرینات پیچیدهٔ رقص شکست. جراحی بینی که در نتیجهٔ این حادثه انجام شد موفقیتآمیز نبود و باعث ایجاد مشکلات تنفسی برای مایکل شد که میتوانست فعالیت حرفهای او را تحت تأثیر قرار دهد. او در اواسط دههٔ ۱۹۸۰ به دکتر استیو هوفلین معرفی شد که دومین جراحی بینی را برای او انجام دهد.