هماوران

لغت نامه دهخدا

هماوران. [ هََ وَ ] ( اِخ ) هماور. هاماوران. رجوع به هاماوران شود.

فرهنگ فارسی

نام قبیله ای ساکن یمن پسوند مکان. بعقیده نلدکه منظور همان سرزمین غرب ایران است که اعراب حمیر میگفته اند.

جمله سازی با هماوران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و گمان مى كنيم، كه نژادتان از ما نيرومندتر است، ولى در نبرد پدر نيرومندى ماآشكار گرديد، در روزى، كه دلاوران بر زمين، خوردند، و هماوران به سختى افتادند، وشير مردان، از پاى درآمدند، و مرگ معركه دار ميدان شدت بر پاشنه آن چرخيد و دنداننشان داد، و آتش جنگ زبانه كشيد، در چنان هنگامه اى بود كه مردان، شما را كشتيم، وپيامبر بر فرزندانتان منت گذارد، و به جان خودم، سوگند در آن روز شما هرگز ازبنى عبدالمطلب برتر و قوى تر نبوديد.

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز