لغت نامه دهخدا
هرمیاس. [ هَِ ] ( اِخ ) یکی از حکام آتارنه در میسیه که به دستور اردشیر سوم هخامنشی و به دست یکی از سرداران مقرب او به نام «من تور» دستگیر و مطیع حکومت ایران شد. ( از ایران باستان پیرنیا صص 1180 - 1181 ).
هرمیاس. [ هَِ ] ( اِخ ) یکی از حکام آتارنه در میسیه که به دستور اردشیر سوم هخامنشی و به دست یکی از سرداران مقرب او به نام «من تور» دستگیر و مطیع حکومت ایران شد. ( از ایران باستان پیرنیا صص 1180 - 1181 ).
هِرْمیاس (ز قرن ۴پ م)(Hermeias)
جَبّار یونانی آتارنِئوسو آسوس(بَهرام قلعه) در مو سیا، واقع در شمال غربی آسیای صغیر. جانشینِ ائوبولوسشد و در برابر ادعاهای ایران، استقلال خود را حفظ کرد. هرمیاس خواجه ای بود که منشی یک صراف شد و معادنی را در موسیا خریداری کرد. در مقام جبّار، پیرو اَرَسطو شد؛ که مدرسه ای در آسوس دایر کرده بود (۳۴۶پ م). ارسطو با پوتیاسخواهرزاده و نادختری هرمیاس، ازدواج کرد. ایرانیان، هرمیاس را اسیر، شکنجه، و مصلوب کردند (۳۴۲پ م).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خسرو اول از چنین محققان و فیلسوفان برجستهای مانند داماسکیوس، سیپلیکیوس، الامیوس، پریسکیانوس، ایزیدور، هرمیاس و دیوجنس استقبال کرد.
💡 وی به توصیه وزیرش هرمیاس اهل کاریا سیاستی خصمانه را علیه پرگامون و مصر دنبال می کرد و ظاهرا برای رویارویی با هر دو آماده میشده. نهایتا پس از آمادگی با لشگری بزرگ از کوه های تاروس واقع در جنوب ترکیه کنونی عبور کرده و تابستان 223 پیش از میلاد در فریگیه اردوی جنگ با پرگامون را بر پا کرد. اما شاه جوان در اداره اردو و حفظ نظم ناموفق بود و نهایتا در توطئه ای توسط نیکانور یک افسر مغدونی و آپاتوریوس یک رئیس قبیله گول کشته شد. پس از وی برادرش آنیتوخوس سوم به قدرت رسید.