هاماور
لغت نامه دهخدا
هاماور. [ وَ ] ( اِخ )هماور. ولایت شام. || ولایت یمن را نیز گویند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به هاماوران شود.
جمله سازی با هاماور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به ایران کشیدم ز هاماوران خود و شاه با لشکری بیکران
💡 سودابه (سوداوه) شخصیتی در حماسهٔ شاهنامه است. او دختر شاه هاماوران بود.
💡 همان ماه هاماوران را بکشت نیارست گفتن کس او را درشت
💡 برای مطالعه بیشتر نگاه کنید به مقاله: بررسی جای هاماوران (هماور) در شاهنامه فردوسی
💡 به پیمان که از شهر هاماوران سپهبد دهد ساو و باژ گران