نیکو گوهری

مترادف‌ها

خوش‌خویی، خوش‌رفتاری، نیک‌کرداری

متضادها

بدگوهری، رذیلت، بدی، پستی

لغت نامه دهخدا

نیکوگوهری. [ گ َ / گُو هََ ] ( حامص مرکب ) نیک نهادی. نجابت. ( یادداشت مؤلف ):
گر سری یابد به عالم کس به نیکوگوهری
رودکی را بر سر آن مردمان باید سری. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نیک نهادی. نجابت.

جمله سازی با نیکو گوهری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خر گریزد از خداوند از خری صاحبش در پی ز نیکو گوهری

💡 در فرهنگ‌های قدیمی، نیکو گوهری و صداقت را مهم‌ترین ویژگی‌هایی می‌دانستند که یک انسان می‌تواند در میان جامعه با آن‌ها شناخته و مورد احترام باشد.

💡 تربیت فرزندان بر پایه اصول اخلاقی و نیکو گوهری، باعث می‌شود که آن‌ها در آینده به شهروندانی مسئولیت‌پذیر و مفید برای جامعه تبدیل شوند.

💡 او با داشتن نیکو گوهری و رفتار متواضعانه با همگان، توانست در کوتاه‌ترین زمان ممکن جایگاه ویژه‌ای در میان دوستان و آشنایان خود پیدا کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران