لغت نامه دهخدا
نیک گهری. [ گ ُ هََ ] ( حامص مرکب ) نیکوگهری. نجابت. رجوع به نیکوگهری شود.
نیک گهری. [ گ ُ هََ ] ( حامص مرکب ) نیکوگهری. نجابت. رجوع به نیکوگهری شود.
نیکو گهری. نجابت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گهری داشت بس لطیف نکت اندر این خاکدان مقام پسند
💡 خورشید جهانتاب کز او لعل شود سنگ از پرتو روشن گهری خاتم صبح است
💡 خورشید اگر کند عرق خون، ز صلب سنگ بیرون نیاورد گهری چون عقیق تو
💡 از گنجِ یقین چگونه یابم گهری کز گنجِ یقین طلسم میبینم و بس
💡 روشن گهری پرده در راز نهان است از چشم تو می خوردن پنهان توگل کرد
💡 گلِ داغ است اگر تاجِ زری هست مرا اشک گلرنگ بود گر گهری هست مرا