نیم تسلیم
لغت نامه دهخدا
نیم تسلیم. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) دست به ناف رساندن و خم شدن برای سلام نیم تسلیم است و دست به زمین گذاشتن و بر پیشانی گرفتن تمام تسلیم. ( آنندراج ). نوعی از سلام و تعظیم که دست بر ناف گذارند و کرنش کنند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) نوعی از سلام و تعظیم و آن چنانست که دست را بر ناف گذارند و کرنش کنند و تمام تسلیم آنست که دست را بر زمین گذارند و کرنش کنند و سپس بر پیشانی گذارند.
جمله سازی با نیم تسلیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیم جانی است که باید به تو تسلیم کنم غیر ازین نیست مرا با تو سر و کار دگر