تسلیم

معانی اصلی

پذیرش: تسلیم به معنای پذیرش شرایط، وضعیت یا خواسته‌های دیگران است. این مفهوم می‌تواند به معنای پذیرش واقعیت‌ها یا شرایطی باشد که خارج از کنترل فرد قرار دارند.

واگذاری: در برخی موارد، تسلیم به معنای واگذاری مسئولیت‌ها یا اختیارات به دیگران نیز به کار می‌رود. این واگذاری می‌تواند شامل انتقال قدرت یا تصمیم‌گیری به دیگران باشد.

استفاده در زمینه‌های مختلف

دینی: در متون دینی، این واژه به معنای تسلیم در برابر اراده خداوند و پذیرش خواسته‌های الهی به کار می‌رود. این مفهوم در بسیاری از مذاهب به عنوان یک فضیلت اخلاقی و معنوی شناخته می‌شود و می‌تواند به معنای اعتماد به خداوند و پذیرش تقدیر او باشد، که در نهایت به آرامش و رضایت درونی منجر می‌شود.

اجتماعی و سیاسی: در این زمینه، تسلیم می‌تواند به معنای پذیرش قدرت یا تصمیمات دیگران باشد، به ویژه در شرایطی که فرد یا گروهی تحت فشار قرار می‌گیرد. این مفهوم می‌تواند به عنوان یک استراتژی برای حفظ صلح و جلوگیری از درگیری‌ها در نظر گرفته شود.

لغت نامه دهخدا

تسلیم. [ت َ ] ( ع مص ) سلام کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی )( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). سلام دادن. ( دهار ). سلام و تحیت و تکریم. ( ناظم الاطباء ). || فاسپردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). سپردن. ( دهار ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( غیاث اللغات ). سپردن ودیعه را به صاحبش. ( ناظم الاطباء ). سپرد کردن ( کذا ) کسی را بسوی چیزی. ( منتهی الارب ). اعطای چیزی به کسی. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). سپردن، چنانکه گویند فلانی جان به حق تسلیم کرد. ( آنندراج ). || گردن نهادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). راضی شدن به چیزی. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد )

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) گردن نهادن. ۲ - سلام گفتن. ۳ - پذیرفتن شکست و متوقف کردن جنگ. ۴ - (اِ. ) حالت اطاعت و فرمانبرداری. ۵ - (ص. ) مطیع، فرمانبردار.

فرهنگ عمید

۱. گردن نهادن، رام شدن.
۲. واگذار کردن، سپردن.
۳. (اسم ) [قدیمی] درود، سلام.

فرهنگ فارسی

گردن نهادن، رام شدن، واگذارکردن، سلام کردن
۱-( مصدر ) گردن نهادن ( بحکم قضایا امر شخصی را ) رام شدن. ۲- سلام گفتن تحیت دادن. ۳- پذیرفتن اسلام. ۴- واگذار کردن سپردن. جمع: تسلیمات.
محمد طاهر شیرازی که به شغل صحافی اشتغال داشت.

فرهنگستان زبان و ادب

{yield} [فیزیک] تغییر شکل مومسان (plastic deformation ) جسم جامد که براثر تنشِ بیش ازحد کشسانی پدید آید

دانشنامه آزاد فارسی

تَسْلیم
(تسلیم در لغت به معنای گردن نهادن و مسلّم انگاشتن) اصطلاحی در منطق، کلام و اخلاق. ۱. در منطق، با دو مقصود: الف. در معنای عام، پذیرفتن مقدمۀ قیاس و گردن نهادن بدان و لاجرم پذیرفتن نتیجه ای که از مقدمات پذیرفته شده حاصل می شود؛ ب. در جدلیّات، که دو معنا از آن مراد می شود: ۱. معنای فاعلی، که پذیرفتن مسلّمات خصم است به قصد مجادله و سرانجام شکست دادن او؛ ۲. معنای انفعالی، که تسلیم شدن منفعلانه در برابر جدل کننده است و مجاب شدن در برابر او؛ ۲. در کلام و علم الجدل قرآنی، که روشی است با سه کارکرد: الف. انتفای امری مُحال فرض می شود؛ ب. امر مفروض مسلّم انگاشته می شود؛ ج. ناسودمندبودن امر مُحال مفروض، به فرض تحقّق، مدلَّل می شود ۳. در اخلاق، که از انواع فضایل، تحت جنس فضیلت ِعدالت، است بدین معنی که آدمی با خوش خویی و خوش رویی، بدان چه مربوط به بزرگان و خداوندگارانی است که اعتراض بر آنان روا نیست، رضا دهد و حتی اگر جریان امور موافق میل او نیست، راضی و خرسند باشد. تسلیم از اصطلاحات مشترکِ عرفان نظری و عرفان عملی نیز هست. در بُعد نظری، عبارت است از این که عبد (مؤمن، سالک) خود را در تمامی احوال به مولا (مرشد/پیر/شیخ) وانهد و خود را در برابر او بی اختیار انگارد. در این مرحله، هنوز وساوس عقل و وهم در سالک موجود است، و وجود این وساوس، وجه فارقِ میان تسلیم و تفویض است. امّا در بُعد عملی، تسلیم هفتاد و نهمین مقام سالکان است که نتیجۀ مقام ولایت است؛ و چون سالک به صورت نظری تسلیم متّحقق شد به مقام استسلام (تسلیم مطلق) وارد می شود. در تاریخ تفکرات دینی غرب، تسلیم، که از آن با عنوان کوایتیسم یاد می شود، با نام بانی آن، مولینوس و کتاب او راهنمای روحانی پیوند خورده است.

جملاتی از کلمه تسلیم

با کمی تامّل و دقّت به یادمان می‌آید که از گذشته تا به امروز دربرابر فرمان پادشاهان، سایر افراد مطیع وی، باید سرشان را به نشانه تأیید و تسلیم برای وی، فرو می‌آورده‌اند تا به این شکل اوج فرمان‌برداری خود و قدرت شاه را به او و سایرین القا کنند.
زنا تنها جرمی است که در قانون زنای محصنه از آن حمایت شده‌است. شکایت زنای محصنه باید به قاضی تسلیم شود و حداقل چهار شاهد باید با قسم شهادت دهند که شاهد عمل دخول بوده‌اند.
حاکمان ایران، با اطمینان به پیروزی کامل بر ارتش صدام حسین، پذیرش آتش‌بس در مقابل عراق را غیرضروری می‌دانستند. این در حالی است که همین مقامات پس از هشت سال، در نهایت رسیدن به هدف تسلیم ارتش عراق را غیرممکن تشخیص داده و به پذیرش آتش‌بس، در زمان حضور دشمن در خاک ایران، تن دادند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم