نکو گفتن
مترادفها
ستودن، تمجید کردن، تعریف کردن
متضادها
بد گفتن
لغت نامه دهخدا
نکو گفتن. [ ن ِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) از کسی به نیکی یاد کردن. نام کسی را به نیکی بردن. مقابل بد گفتن:
او بدی گوید و چنان داند
من نکو گویم و چنین دانم.خاقانی.
جمله سازی با نکو گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نکو گفتن آیین پیران بود تویی پیر دولت، نکویی بگوی
💡 در جلسات رسمی و محافل ادبی، بزرگترها همواره توصیه میکنند که برای حفظ حرمت و احترام متقابل، باید همواره نکو گفتن و با کلمات شایسته با دیگران برخورد کرد.
💡 او که همیشه به رعایت ادب شناخته میشد، سعی میکرد در میان دوستانش با نکو گفتن و کلامی دلنشین، فضای صمیمانه و مثبت را در جمع برقرار نگه دارد.
💡 استاد دانشگاه در سخنرانی خود بر اهمیت نکو گفتن و دوری از کلمات رکیک تاکید داشت تا نسل جوان بتواند آداب معاشرت را به درستی بیاموزد.