لغت نامه دهخدا
نوزنده. [ ن َ / نُو زَ دَ / دِ ] ( ص ) مؤثر.اثرکننده. ( انجمن آرا ). تصحیفی است از نوژنده که آن هم از برساخته های دساتیر است. رجوع به نوژنده شود.
نوزنده. [ ن َ / نُو زَ دَ / دِ ] ( ص ) مؤثر.اثرکننده. ( انجمن آرا ). تصحیفی است از نوژنده که آن هم از برساخته های دساتیر است. رجوع به نوژنده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و صريحا اين عقيده خود را اظهار مى داشت، كه بيتالمال اسلام نبايد به صورت ملك خصوصى اشخاص در آيد، و نبايد از ايناموال كه حق محرومان و نيازمندان در آن است و بايد در راه تقويت اسلام و مصالح مسلمين بهكار افتد، حاتم بخشى كرد، و يا افسانه كاخهاى (كسرى ) و (قيصر) را از نوزنده نمود.