لغت نامه دهخدا
( نحرة ) نحرة. [ ن َ رَ ] ( ع اِ ) یکی نحر.( از اقرب الموارد ). رجوع به نحر شود. || نحرةً: لقیته صحرةً نحرةً؛ عیاناً ( اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب )؛ به چشم دیدم او را. ( ناظم الاطباء ).
( نحرة ) نحرة. [ ن َ رَ ] ( ع اِ ) یکی نحر.( از اقرب الموارد ). رجوع به نحر شود. || نحرةً: لقیته صحرةً نحرةً؛ عیاناً ( اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب )؛ به چشم دیدم او را. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خداوند متعال به مقتضاى صفت رحيميتش، هر كس واقعا به او پناه برد، صفت خاصه اش -مغيث - را ظهور مى دهد و او را از آن چيز پناه داده و مانع مى شود كه به او ضرر بزند،همان طور كه نسبت به اوليائش اين طور بوده است و حضرت موسى بن جعفر عليه السلاممى فرمايد: وقتى حضرت موسى عليه السلام بر فرعون وارد شد اين دعا را خواند للّهللّه اللهم انى ادرءبك فى نحره و استجير بك من شره و استعين بك