نباذ

لغت نامه دهخدا

نباذ. [ ن ِ ] ( ع مص ) مخالفت کردن و جدا شدن از کسی به خاطر ناخوش داشتن او. ( اقرب الموارد ). منابذة. ( المنجد ). || غلبه کردن سپاه در حرب. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). رجوع به منابذة شود. || بیع منابذة.بیعالحصاة. بیع القاء الحجر. رجوع به منابذة شود.
نباذ. [ ن َب ْ با ] ( ع ص ) افشرنده و بگنی سازنده. ( آنندراج ). آنکه شراب افکند. || نبیذفروشنده. ( ناظم الاطباء ). نبیذفروش. ( مهذب الاسماء ). فروشنده نبیذ. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ). میفروش. باده فروش. شراب فروش. خمار.

فرهنگ عمید

نبیذفروش، می فروش، شراب فروش.

جمله سازی با نباذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رو سپس جاهلی که در خور اوئی مطرب شاید نشسته بر در نباذ

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز