نانویسا

لغت نامه دهخدا

نانویسا. [ ن ِ ] ( نف مرکب ) امی. عامی. بی سواد. که نوشتن نداند و نتواند:
اگر بودی کمال اندر نویسائی و خوانائی
چرا آن قبله کل نانویسا بود و ناخوانا.سنائی.

فرهنگ عمید

آن که نوشتن نداند، آن که نتواند بنویسد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه نوشتن نداندامی: اگربودی کمال اندرنویسایی وخوانایی چرا آن قبله کل نانویسابودوناخوانا?

جمله سازی با نانویسا

💡 ویلیام روبین‌اشتاین می‌نویسد «بی‌رحمی تعمدانهٔ جوامع نانویسا، حتی آن‌ها که نسبتاً به شکل نوین سازماندهی شده بودند، زبانزد خاص و عام است … علم باستان‌شناسی باعث کشف مدارکی از کشتارهای دوران پیش‌تاریخی شده که هیچ قوم‌نگاری مشابه آن را ثبت نکرده است. نیمی از کسانی که اجسادشان در یک گورستان نوبیایی مربوط به ۱۲۰۰۰ سال پیش کشف شده به دلیل خشونت کشته شده‌اند. باستان‌شناسان در سایت کرو کریک (نهر کلاغ) ایالت داکوتای جنوبی آمریکا گور دسته‌جمعی را کشف کردند که در آن جسد ۵۰۰ مرد، زن و کودک به صورت سلاخی‌شده، مثله‌شده و بدون پوست سر پیدا شد. این افراد یک و نیم سده پیش از ورود کلمبوس (در حدود سال ۱۳۲۵ میلادی (۷۰۴ه‍.خ)) به قاره آمریکا در حمله‌ای که به روستایشان انجام شد کشته شدند.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز