لغت نامه دهخدا
ناصحانه. [ ص ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) مشفقانه. دلسوزانه. از روی خیرخواهی و دلسوزی. رجوع به ناصح شود.
ناصحانه. [ ص ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) مشفقانه. دلسوزانه. از روی خیرخواهی و دلسوزی. رجوع به ناصح شود.
از روی خیرخواهی و نصیحت گویی.
از روی خیرخواهی مشفقانه.
💡 او با لحنى پدرانه و ناصحانه به مردم گفت: اى مردم، جز خداى يگانه، خدايى نيست واين بتهاى بى جان ارزش پرستش ندارند. شما به دروغ نام معبود بر آنها نهاده ايد وبه پرستش آنها پرداخته ايد. بياييد از اين روش غلط دست برداريد، و به سوىخداوندى كه آفريدگار جهان و جهانيان است رو آوريد تا درهاى رحمتش به روى شما بازشود. باران سودمند بر شما فروبارد و روزبروز بر قدرت و اقتدار شما بيافزايد.
💡 گفتگوى عمر با حباب پايان مى پذيرد، حباب براى سخن گفتن چيزى ندارد و اين خودنشانه ضعف اوست، و ابو عبيده فرصت را مناسب مى بيند كه رشته سخن را به دستگرفته، و در تاييد سخنان عمر، با منطقى ناصحانه چنين گويد: