لغت نامه دهخدا
نادوست. ( ص مرکب ) که دوست نباشد. که مهربان نیست. نامهربان: و از دست زنان نادوست و ناکدبانو بگریز که گفته اند کدخدا رود بود وکدبانو رودبند اما نه چنانکه چیز ترا در دست گیرد ونگذارد که تو بر چیز خود مالک باشی. ( قابوسنامه ).
نادوست. ( ص مرکب ) که دوست نباشد. که مهربان نیست. نامهربان: و از دست زنان نادوست و ناکدبانو بگریز که گفته اند کدخدا رود بود وکدبانو رودبند اما نه چنانکه چیز ترا در دست گیرد ونگذارد که تو بر چیز خود مالک باشی. ( قابوسنامه ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میکنند از دشمنی نادوستان با دوستان آنچه آتش با گیاه و برق با خرمن کند