ناخوشند

لغت نامه دهخدا

ناخوشند. [ خوَش ْ / خُش ْ ن ُ ] ( ص مرکب ) ناخوشنود. ناراضی:
پدرکز پسر هیچ ناخوشند است
بدان کان پسر تخم و بار بد است.فردوسی.

جمله سازی با ناخوشند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که التفات خلق سوی خود کشند که خوشیم و از درون بس ناخوشند

💡 خسروان ملک خوبی را همه چیزی خوشست اینقدر باشد که گاهی با فقیران ناخوشند