لغت نامه دهخدا
نابخشودن. [ ب َ دَ ] ( مص منفی ) نبخشودن. نبخشائیدن. عفو نکردن. درنگذشتن.
نابخشودن. [ ب َ دَ ] ( مص منفی ) نبخشودن. نبخشائیدن. عفو نکردن. درنگذشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بمب گذاری انتحاری مظهر بی نظمی ناگهانی است که باعث ایجاد ناراحتی تکان دهنده و بسیار عمومی در زندگی عمومی می شود. این نقض مستقیم مفهوم بی گناهی غیرنظامی است - که همانطور که اسد اشاره می کند، در نتیجه خشونت دولتی ایالات متحده نیز رخ می دهد، اما از طریق لفاظی های میهن پرستانه "نرم" می شود. این تخلف به ویژه وحشتناک و نابخشودنی است.
💡 طبری در توصیف بیشتر از دیگران، به گزارش کردههای یزدگرد پرداختهاست. او میگوید یزدگرد فرهیخته و باهوش بود، اما بیشتر به چیزهای زیانآور میاندیشید و دانش خود را در نیرنگ و فریبکاری به کار میبرد. دانش و فرهنگ دیگران را اندک میدید و به داشتههای خود میبالید. او مردی سختگیر، زشتخو و ناسپاس بود. سختگیری یزدگرد چنان بود که لغزشها و گناهان خُرد را را بزرگ و نابخشودنی میشمرد و سزای سخت میداد.