لغت نامه دهخدا
میفی. [ فا ] ( ع اِ ) زمین بلند برآمده. میفا. میفاة. || سرپوش تنور. میفا. || کوره آجرپزی. میفا. || آتش پهن کرده برای نان پختن. ( ناظم الاطباء ). میفا. و رجوع به میفا شود.
میفی. [ فا ] ( ع اِ ) زمین بلند برآمده. میفا. میفاة. || سرپوش تنور. میفا. || کوره آجرپزی. میفا. || آتش پهن کرده برای نان پختن. ( ناظم الاطباء ). میفا. و رجوع به میفا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجموعه کتابهای کمیک کودکان میفی (Miffy، به هلندی: Nijntje) اثر دیک برونا به بیش از ۵۰ زبان منتشر شده است و بیش از ده سال پیش از هلو کیتی که بهطور مشابه کشیده شده است، منتشر شده است.