لغت نامه دهخدا
موی پیرای. ( نف مرکب ) که به پیرایش موی بپردازد. که موهای اضافی گیسو یا ریش بسترد و بپیراید.دلاک. سلمانی. موی استر. ( از یادداشت مؤلف ). مزین. ( دهار ). آرایشگر. پیرایشگر. و رجوع به موی استر شود.
موی پیرای. ( نف مرکب ) که به پیرایش موی بپردازد. که موهای اضافی گیسو یا ریش بسترد و بپیراید.دلاک. سلمانی. موی استر. ( از یادداشت مؤلف ). مزین. ( دهار ). آرایشگر. پیرایشگر. و رجوع به موی استر شود.
که به پیرایش موی بپردازد ٠ که موهای اضافی گیسو یا ریش بسترد و بپیراید ٠ دلاک ٠ سلمانی ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیباذر روز، سر شوی و موی و ناخن پیرای.