منفع

لغت نامه دهخدا

منفع. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ) تجارت به عصاکننده. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). سوداگر عصا و چوب دستی. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به اِنفاع شود.

جمله سازی با منفع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شب و روز چون باد ره می‌بریدم نه خوف مضرّت نه امید منفع

💡 لكم فيها منفع إ لى اءجل مسمى ثم محلها إ لى البيت العتيق(33)

💡 آيات (219) و (220): يسلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير و منفع للناس...

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران