منفطر

لغت نامه دهخدا

منفطر. [ م ُ ف َ طِ ] ( ع ص ) شکافته شونده. ( غیاث ). شکافته شونده و شکافته. ( آنندراج ). شکافته شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): السماء منفطر به کان وعده مفعولاً. ( قرآن 18/73 ). رجوع به انفطار شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مُنفَطِرٌ بـِ: شکافته شده با(معنی اصلی کلمه فطر چاک زدن چیزی است از طرف درازای آن )
ریشه کلمه:
فطر (۲۰ بار)
«مُنْفَطِرٌ» از مادّه «انفطار» به معنای «انشقاق» و شکافتن است و ضمیر در «بِهِ» به «یوم» باز می گردد، یعنی آسمان به واسطه آن روز از هم شکافته می شود (توجّه داشته باشید «سماء» هم به صورت مذکر و هم مؤنث مجازی، استعمال می شود).

جمله سازی با منفطر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر در مشهد توحيد صمدى فطرى، سر فاطر و منفطر برايت مشهود گشت و بداناصل شده اى برهان صديقين برايت متجلى گشت آنگاه بر مشرب صديقان خواهى بود.

💡 او صاحب ولايت كليه ظليه الهيه مى شود و بهاصل خود مى پيوندد كه در قوس نزول تا به عالم لفظ و صوت و نقش و كتبتنزل مى يابد كه آن حقيقت در شوون اين دقايقمتنزل و متجلى است و اين فروع از آن اصل منفطر و بدان متدلى است و در قوس صعود داراىآن مقام شامخ است كه:

💡 و با امكان فقرى موجودات همه را منفطر از حق مى داند و در حقيقت غيرتش غير در جهان نمىگذارد.

💡 در انفطار موجودات بايد توجه داشت كه جدايى فاطر از منفطر مطرح نشود كه حق جداى ازخلق به نحو وحدت عددى با توحيد صمدى قرآنى منافات دارد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز