منشم

لغت نامه دهخدا

منشم. [ م َ ش ِ / ش َ ] ( ع اِ ) خوشبویی است که به دشواری کوفته شود یا قرون السنبل است که زهری است درحال کشنده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ).
منشم. [ م َ ش ِ / ش َ ] ( ع اِ ) بار درختی است سیاه و بدبوی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || حب البلسان. ( مفاتیح العلوم خوارزمی ). دانه بلسان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
منشم. [ م َ ش ِ / ش َ ] ( اِخ ) نام زنی است عطارة. ( مهذب الاسماء ). دختر وجیه که در مکه بوی خوش می فروخت و منها المثل: اشأم من عطر منشم، گویند چون تازیان آهنگ پیکار می کردند اگر از خوشبوی این دختر به خود می مالیدند کشتار بسیار می شد و این مثل از آنجا آمده. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بار درختی است سیاه و بد بوی. یا حب البسان. دانه بلسان.

جمله سازی با منشم

💡 200- منشم نام زن عطارى بود در مكه، و طايفه خزاعه و جرهم هرگاه مى خواستندبه جنگ يكديگر روند از او عطر مى خريدند، و هر گاه از عطر او استفاده مى كردند كشتارسنگينى ميان آنان رخ مى داد. از اين رو وى ضربالمثل شد و مى گفتند: شوم تر از عطر منشم.(لسان العرب )

💡 هر چیز که ناخوش است، این زندگی‌ام چون از پی توست، من بدان خوش منشم

💡 گويند: على (ع ) به عبدالرحمن گفت: به خدا سوگند، تنها بديندليل چنين كردى كه همان اميدى را به وى بسته اى كه رفيقان به دوست خود داشت؛خداوند ميان شما اختلاف افكند و به شومى عطر منشم دچارتان كند(200)

💡 منشم، زن عطر فروشى از قبيله حمير بود. دو قبيله خزاعه و جرهم هر وقت اراده جنگ داشتندخود را به عطر آن معطر مى كردند، هر زمان چنينعمل را انجام مى دادند كشتار بين آنها زياد مى شد از آن روز براى افتراق و اختلاف بين دونفر اين سخن مثل گرديد.(52)

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
تزویر یعنی چه؟
تزویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز