مندفن

لغت نامه دهخدا

مندفن. [ م ُ دَ ف ِ ] ( ع ص ) پنهان گشته و پنهان. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ): له ( لاذخر ) اصل مندفن و قضبان دقاق. ( ابن البیطار جزء اول ص 15 ) ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || چاه و هر چیز مانند آن که انباشته شده باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). رجوع به اندفان شود.

فرهنگ فارسی

پنهان گشته و پنهان. یا چاه و هر چیز مانند آن که انباشته شده باشد.

جمله سازی با مندفن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون مدتى گذشت آن مرد مريض شد و بستگان خود را احضار نموده گفت من ميدانم آنچهحضرت صادق عليه السلام فرموده راست است و حقيقت دارد خواهش ميكنم اين طومار را با مندفن كنيد. پس از زمان كوتاهى از دنيا رفت، بنا بوصيتش طومار را با او دفن كردند،روز ديگر كه آمدند ديدند همان طومار بر روى قبر اوست و به خط سبز روى آن نوشتهشده خداوند بآنچه ولى او حضرت صادق عليه السلام وعده داده بود وفا كرد.(18)

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز