«مُنَخنِقَه» واژهای عربی است و در متون فقهی، حدیثی و زبان کلاسیک بهکار میرود. این واژه از ریشه «خَنْق» به معنای خفهکردن گرفته شده و «منخنقه» بهطور دقیق به حیوانی گفته میشود که بر اثر خفگی مرده باشد؛ خواه این خفگی بهعلت گرهخوردن طناب، گیرکردن در تله، فشردگی، یا هر عامل دیگری باشد که تنفس حیوان را قطع کرده باشد. در احکام شرعی، منخنقه از جمله انواع مردارهای حرامگوشت به شمار میآید و قرآن کریم نیز آن را در فهرست حیوانات مردهای که خوردنشان جایز نیست ذکر کرده است. این اصطلاح در مباحث ذبح، شکار و گوشتهای حلال و حرام کاربرد دارد و نسبت به دیگر انواع مرگ حیوان، مانند «موقوذه» (کشتهشده بر اثر ضربه)، «متردّیه» (افتاده از بلندی) و «نطیحه» (شاخخورده)، تعریف مستقل و مشخصی دارد. «منخنقه» علاوه بر معنای فقهی، در زبان عربی فصیح گاه برای هر موجود خفهشده نیز بهکار میرود، هرچند کاربرد اصلی آن در احکام شرعی است.
منخنقه
لغت نامه دهخدا
( منخنقة ) منخنقة. [ م ُ خ َ ن ِ ق َ ] ( ع ص ) خفه شده. منخنق. ( ناظم الاطباء ). گوسفندی که به گلوافشار کشته شود. ( مهذب الاسماء ): حرمت علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل لغیر اﷲ به و المنخنقة و الموقوذة و المتردیة و النطیحة و... ( قرآن 3/5 ).
فرهنگ فارسی
خفه شده. منخنق